کد خبر: 63234 تاریخ انشار : 1396/07/04 11:50
اندازه متن
ارتفاع سطر

در آخرین عاشورای زندگی مان، به کدام سمت می رویم؟

"ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!" این جمله آشنای است که هر سال با برپا شدن پرچم های سیاه عزا برای امام حسین (ع)،به سراغ آن می رویم و آرزوی در رکاب بودن سردار تشنه ی دشت کربلا را بارها برای خود تکرار میکنیم و از این حسرت بزرگ به پهنای صورت، اشک می ریزیم .

ماد - "ای کاش روز عاشورا در کنارت بودیم، حسین جان!" این جمله آشنای است که هر سال با برپا شدن پرچم های سیاه عزا برای امام حسین (ع)،به سراغ آن می رویم و آرزوی در رکاب بودن سردار تشنه ی دشت کربلا را بارها برای خود تکرار میکنیم و از این حسرت بزرگ به پهنای صورت، اشک می ریزیم .
 
قافل از اینکه عاشورا اما هر روز و هر ثانیه در حال تکرار است و هر لحظه ی زندگی مان  بازآفرینی عاشوراست بی آن که حواس مان باشد.تصور اینکه عاشورا در 61 هجری تمام شده است و ما تنها می توانیم حسرت به دل نبودن در رکاب شهید تشنه ی آن روز باشیم اشتباهی است که می تواند ما را به اعماق چاه گمراهی بکشاند و در این میان کسانی پیدا میشوند که وسعت دید بیشتری دارند و هر جا جنگ مسلحانه ای بین حق و باطل را ببیند آنجا را عاشورا می دانند و چنین می پندارند که تکرار عاشورا، فقط در هنگامه چنین نبردی است.
 
ما چه در صلح و چه در جنگ باشیم ، هر روز و هر روز، در بطن عاشوراییم و نباید این نکته را فراموش کرد که می توانیم هر لحظه انتخاب کنیم که تا در سپاه حسین(ع) باشیم یا در لشکر یزید و عمر این سعد.
 
بررسی وقایع محرم سال 61 هجری نشان می دهد حسین (ع)، قبل از حرکت به سوی کربلا، زمانی که پیشنهاد بیعت با یزید به ایشان میشود،درس زندگی به انسان های آزاده، با رد پیشنهاد بیعت با یزد را می دهد که برای همیشه ی تاریخ ماندگار شده است: جای که مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح می کند.
 
انسان های آگاه و روشن بین با استناد به همین انتخاب و همین یک جمله، هر روز را عاشورای می دانند که بارها در حد واندازه زندگیشان تکرا می شود و آنرا را تجربه میکنند. جمع کثیری از ما که اسلام را پدیرفته ایم  در این عاشوراها، یکراست سراغ لشکر یزید می رویم و به آنها می پیوندیم و بسیاری دیگر نیز حسینی می شوند و گروهی نیز یک پایمان در کاخ عبیدالله است و پای  دیگرمان در خیمه گاه اباعبدالله(ع).
 
انتخاب هایمان در زندگی می تواند از آن برای ما هر لحظه عاشوراهای کوچک بسازد که بودن در رکاب مرام حسین (ع) و یا در خدمت یزید بودن را تداعی کند. فی المثل راننده تاکسیی را در نظر بگیرید که می تواند از ناآشنایی مسافرش به مسیر سوء استفاده کند  و یا کارمندی که در معرض گرفتن رشوه قرار دارد و یا حتی کارمند بانکی که می تواند با دستکاری در حساب ها، اختلاس کند، در این میان قاضیی  را در نظر بگیرید که که قدرت دارد حقی را جابجا کند،یا روزنامه نگاری که برای جلب بیشتر مخاطب بین تیتر درست و غلط انتخاب می کند، مدیری که در استخدام بین متخصص کارآمد و آشنای ناکارآمد مردد است یا برای ارتقاء مقامش می تواند علیه رقیبش توطئه کند، تولید کننده ای که می تواند مشخصات نادرست برای معرفی محصولش بنویسد، سیاستمداری که برای رأی آوردن، بین حفظ حرمت یا آبروریزی مخیر است و بین راست و دروغ انتخاب  می کند و در این میان، مداحی که برای خواندن ساعتی روضه امام حسین (ع) بر سر میزان دستمزدش با هیئت امنا مسجد و یا تکیه چانه میزند؛همه و همه در معرض انتخاب های روزانه هستند و چگونه می توان ادعا کنیم که اگر در روز عاشورا بودیم، از جانمان می گذشتیم؟!
 
اتفاقی که در روز عاشوار امام حسین (ع) رقم زد بزرگ ترین انتخاب درست و بجای تاریخ بود، انتخاب بین عزت و ذلت ؛ آری همه ی ما در زندگی هر لحظه در معرض انتخاب هستیم. انتخاب بین عزت و ذلت، حلال و حرام، مردانگی و نامردی، مردم داری و مردم آزاری، حسن خلق یا بداخلاقی، راستگویی یا دروغ، احقاق حق یا  حق خوری و ... .
 
درست است که ما عاشورای 61 را درک نکردیم ولی اگر خوب به زندگی خود نگاهی بیندازیم خواهیم دانست که هر کدام ما در زندگی هزاران عاشورای فردی را با سربلندی یا سرافکندگی پشت سرگذاشته ایم.
هر انتخابی در هر لحظه ای از زندگی، یک عاشورای کوچک است؛ این است که شهید مطهری می گوید: عاشورا به وسعت تاریخ است.
و یا دمان باشد که در آخرین عاشورای زندگی مان، به کدام سمت می رویم؟
منبع :

ارسال به ایمیل دوستان
پیام شما (اینجا را کلیک کنید):



نوشتن پیام
امتیاز شما:
12345678910



 
 
 
  MAAD NEWS AGENCY
ماد رسانه ایرانیان